اوج کرامت زن در قرآن، منظور از سفیه در آیه پنجم سوره نساء کیست ؟

سوره نساء، آیه پنجم:

و لا توتوا السفهاء اموالكم التى جعل اللّه لكم قياما و ارزقوهم فيها و اكسوهم و قولوا لهم قولا معروفا (5)

اموالى كه خدا قوام زندگانى شما را به آن مقرر داشته به تصرف سفيهان مدهيد و از مالتان نفقه و لباس به آنها دهيد و با گفتار خوش آنان را خرسند كنيد. (5)

البته در تفاسیر و تعابیر مختلف این آیه را با توجه به آیه قبل و آیه بعد و …. می سنجند و بسیار آسمان و ریسمان بافته می شود تا ثابت کنند. مراد از سفیه در این آیه زنان نبوده اند و منظور از سفیه در این آیه یتیم نابالغ می باشد.

اما به نظر من منظور سفیه در این آیه زنان بوده اند، چرا که:

1 – بیان شده است که اموال خودتان، (اموالى كه خدا قوام زندگانى شما را به آن مقرر داشته) در صورتیکه اگر منظور اموال یتیمان بود همانند سایر آیات باید بیان می شد، اموال یتیمان پیش از بلوغ اقتصادی. نگاهی هم به آیاتی که در آن عبارت مال یتیم و یا اموال یتمیان آورده شده است. برای فهم معنی درست آیه فوق بیشتر به ما کمک می کند.

سوره نساء، آیه دوم:

و آتوا اليتامى اموالهم و لا تتبد لوا الخبيث بالطيب و لا تاكلوا اموالهم الى اموالكم انه كان حوبا كبيرا (2)

و اموال يتيمان را پس از بلوغ به دست آنها بدهيد و مال بد و نامرغوب خود را به خوب و مرغوب آنها تبديل مكنيد و اموال آنان را به ضميمه مال خود مخوريد كه اين گناهى بس بزرگ است (2)

سوره نساء، آیه چهارم:

و ابتلوا اليتامى حتى اذا بلغوا النكاح فان انستم منهم رشدا فادفعوا اليهم اموالهم و لا تاكلوها اسرافا و بدارا ان يكبرو او من كان غنيا فليستعفف و من كان فقيرا فلياكل بالمعروف فاذا دفعتم اليهم اموالهم فاشهدوا عليهم و كفى باللّه حسيبا (6)

يتيمان را آزمايش نمائيد تا هنگامى كه بالغ شده و تمايل به نكاح پيدا كنند، آنگاه اگر آنها را دانا به درك مصالح زندگانى خود يافتيد اموالشان را به آنها باز دهيد و به اسراف و عجله مال آنها را حيف و ميل مكنيد بدين انديشه كه مبادا كبير شوند و هر كس از اولياى يتيم دار است به كلى از هر قسم تصرف در مال يتيم خوددارى كند و هر كس كه فقير است در مقابل نگهبانى آن مال ، به قدر متعارف ارتزاق كند پس آنگاه كه بالغ شدند و مالشان را رد كرديد هنگام رد مال به آنها بايد گواه گيريد براى حكم ظاهر، ولى در باطن و براى محاسبه خلق كافى است .(6)

سوره نساء، آیه دهم:

ان الذين ياكلون امول اليتمى ظلما انما ياكلون فى بطونهم نارا و سيصلون سعيرا (10)

نان كه مال يتيمان را به ستمگرى مى خورند در حقيقت آنها در شكم خود آتش جهنم فرو مى برند و به زودى به دوزخ در آتش فروزان خواهند افتاد. (10)

سوره انعام، آیه یکصد و پنجاه و دوم:

و لا تقربوا مال اليتيم الا بالتى هى احسن حتى يبلغ اشده و اوفوا الكيل و الميزان بالقسط لا نكلف نفسا الا وسعها و اذا قلتم فاعدلوا و لو كان ذا قربى و بعهد الله اوفوا ذلكم وصيكم به لعلكم تذكرون (152)

به مال يتيم نزديك مشويد جز به طريقى كه نيكوتر است تا وى به قوت خويش برسد، پيمانه و وزن را به انصاف تمام دهيد ما هيچ كس را مگر به اندازه تواناييش مكلف نمى كنيم چون سخن گوييد دادگر باشيد گر چه عليه خويشاوند و به ضرر او باشد و به پيمان خدا وفا كنيد، اينها است كه خدا شما را بدان سفارش كرده ، باشد كه اندرز گيريد (152)

سوره اسراء، آیه سی و چهارم:

و لا تقربوا مال اليتيم الا بالتّى هى احسن حتّى يبلغ اشدّه و اوفوا بالعهد انّ العهد كان مسولا (34)

به مال يتيم هم نزديك مشويد مگر بنحوى كه تصرف در آن بهتر باشد براى يتيم از تصرف نكردن ، تا به حد رشد برسد، و به عهد خود وفا كنيد، كه از عهدها نيز بازخواست خواهيد شد (34)

2 – چرا باید یک نفر اموال خودش را در تصرف یتیمی که رشد اقتصادی نیافتاده قرار بدهد، حال آنکه در آیه دوم همین سوره (نساء) تاکید شده است که اموال ایتام نابالغ اقتصادی را هم به دست خودشان هم ندهند، چه برسد به اموال غیر.

سوره نساء، آیه دوم:

و آتوا اليتامى اموالهم و لا تتبد لوا الخبيث بالطيب و لا تاكلوا اموالهم الى اموالكم انه كان حوبا كبيرا (2)

و اموال يتيمان را پس از بلوغ به دست آنها بدهيد و مال بد و نامرغوب خود را به خوب و مرغوب آنها تبديل مكنيد و اموال آنان را به ضميمه مال خود مخوريد كه اين گناهى بس بزرگ است (2)

نگاهی به روایاتی در زمینه این آیه:

1 – رَوَى السَّكُونِيُّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ قَالَ، قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ الْمَرْأَةُ لَا يُوصَى إِلَيْهَا لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُم‏

من لا يحضره الفقيه، شیخ صدوق، جلد چهارم، صفحه دویست و بیست و ششم

سكونى از امام جعفر بن محمّد، از پدرانش روايت كرده است كه فرمود: اميرالمومنين فرموده است: زن به وصايت انتخاب‏ نمی شود، زيرا خداى عزّ و جلّ می فرمايد: «و اموالتان را بسفيهان مدهيد»

2- وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ قَالَ لَا تُؤْتُوهَا شَارِبَ الْخَمْرِ وَ لَا النِّسَاءَ ثُمَّ قَالَ وَ أَيُّ سَفِيهٍ أَسْفَهُ مِنْ شَارِبِ الْخَمْرِ

من لا يحضره الفقيه، شیخ صدوق، جلد چهارم، صفحه دویست و بیست و ششم

و در خبر ديگر از امام باقر از فرمان خداى عزّ و جلّ كه می فرمايد «و اموالتان را به نابخردان مدهيد» پرسيدند، فرمود: آن را به باده ‏خوران و زنان مدهيد. سپس فرمود: و كدامين سفيه از شرابخوار سفيه‏تر است!.

3 – أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ قَالَ‏ إِنَّ أَوَّلَ مَا مَلَكْتُهُ لَدِينَارَانِ عَلَى عَهْدِ أَبِي وَ كَانَ رَجُلٌ يَشْتَرِي الْأَرْدِيَةَ مِنْ صَنْعَاءَ فَأَرَدْتُ أَنْ أُبْضِعَهُ فَقَالَ أَبِي لَا تُبْضِعْهُ قَالَ فَدَفَعْتُ إِلَيْهِ سِرّاً مِنْ أَبِي فَخَرَجَ الرَّجُلُ فَلَمَّا رَجَعَ بَعَثْتُ إِلَيْهِ رَسُولًا فَقَالَ لَهُ مَا دَفَعَ إِلَيَّ شَيْئاً قَالَ فَظَنَنْتُ أَنَّهُ إِنَّمَا اسْتَتَرَ ذَلِكَ مِنْ أَبِي فَذَهَبْتُ إِلَيْهِ بِنَفْسِي وَ قُلْتُ الدِّينَارَانِ قَالَ مَا دَفَعْتَ إِلَيَّ شَيْئاً فَأَتَيْتُ أَبِي فَلَمَّا رَآنِي رَفَعَ إِلَيَّ رَأْسَهُ ثُمَّ قَالَ مُتَبَسِّماً يَا بُنَيَّ أَ لَمْ أَقُلْ لَكَ أَنْ لَا تَدْفَعْ إِلَيْهِ إِنَّهُ مَنِ ائْتَمَنَ شَارِبَ الْخَمْرِ فَلَيْسَ لَهُ عَلَى اللَّهِ ضَمَانٌ إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً فَأَيُّ سَفِيهٍ أَسْفَهُ مِنْ شَارِبِ الْخَمْرِ إِنْ شَهِدَ لَمْ تَجُزْ شَهَادَتُهُ وَ إِنْ شَفَعَ لَمْ يُشَفَّعْ وَ إِنْ خَطَبَ لَمْ يُزَوَّج‏

الخرائج و الجرائح، قطب راوندی، جلد نخست، صفحه دویست و هفتاد و هشت

امام صادق فرمود: در زمان پدرم دو دينار داشتم. شخصى كه به صنعا مى‏رفت و از آنجا رداء مى ‏آورد، خواستم كه دو دينار را به او بدهم تا براى من نيز ردايى بياور و اما پدرم گفت: دو دينار را به او نده.

حضرت مى‏گويد: ولى من دور از چشم پدرم پول را به او دادم ! و او روانه شد.

وقتى كه برگشت يك نفر را براى گرفتن رداء نزد او فرستادم. در جواب گفته بود كه او چيزى به من نسپرده است. خيال كردم به خاطر اينكه از پدرم مخفى كند اين را گفته است. لذا خودم رفتم و دادن دو دينار را به او يادآورى كردم.

گفت: تو چيزى به من ندادى. و انكار كرد! من نيز نزد پدرم آمدم وقتى كه مرا ديد سرش را بلند كرد و تبسمى نمود و فرمود: مگر نگفتم درهمها را به او نده؟ هر كس به شارب خمر اعتماد كند، از طرف خدا هيچ ضمانتى براى او نيست؛ چون خداوند متعال مى‏فرمايد: لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً

آيا كسى كم ‏خردتر از شارب خمر وجود دارد؟ چون شهادتش قبول نيست و شفاعتش پذيرفته نمى‏شود. و اگر خواستگارى كند به او زن نمى‏دهند.

21 دیدگاه »

  1. ostaad said

    «هم» در انتهای «اموالهم» برای جمع مذکر استفاده میشود. اگر منظور زنان بودند باید «هن» استفاده میشد (اموالهن).

  2. arash said

    سلام

    دوست گرامی‌ شما که در زمینهٔ قران پژوهشهای عمیق انجام میدهید بهتر است در حد دانش آموز راهنمائی با زبان عربی‌ آشنا باشید
    و فرق ضمیر جمع مذکر و مونث را بدانید.

    وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا ﴿28﴾
    و ايشان را به اين [كار] معرفتى نيست جز گمان [خود] را پيروى نمى‏كنند و در واقع گمان در [وصول به] حقيقت هيچ سودى نمى‏رساند (28)
    سوره 53: النجم

  3. آرش said

    مشکنگ جان اموالكم

  4. masood hedayati said

    وبلاگ باحالی پست ها خیلی قشنگ هستند تا جایی که ادم رو درگیر می کنن .

  5. reza965 said

    با درود
    نكته‌اي را بايد يادآور شوم
    اكسوهم قولوا لهم قولا معروفا:در آخر آيه آمده است. در اينجا براي سفيهان واژه‌ي ضمير» هم «به كار رفته است.حال ما ميدانيم كه هم ضميري است كه براي جمع مردان و جمع زن و مرد به كار مي‌رود. در حالي كه اگر مختص به زنان مي‌ّبود بايد ضنير «هن به كار مي‌رفت.

    فكر كنم همه چيز روشن باشد.
    با سپاس

  6. هادی said

    به نظر من تفسیر شما از این آیه بیشتر به آسمون ریسمون بافتن شبیه تا تفسیر دیگران.
    در ضمن قرآن به نظر من و نظر تو نیست…
    منظور این آیه هم مطمئنا اونی نیست که شما با هزار توجیه عقل می خواستی ثابت کنی اما حیف که ثابت نشد.
    تفسر قرآن کار هر بچه ای نیست که بخاطر توجیه عقاید غلطش هر مزخرفی خواست بگه و اسمش هم بزاره استدلال عقلی!
    شما اگه دوست داری خدا رو نپرستی خوب نپرست دیگه چرا دنبال دلیل می گردی؟

  7. امین said

    فکر می کنم منظور کامت بالا هم در آخر ارزقوهم هست (و مسلما شما هم منظور ایشان را فهمیدید)، که برای مونث استفاده نمیشه! بنظرم از ضمیر هم مربوط به ارزقو واضحه که منظور زن نبوده و نمی دونم چرا شما انقدر کبری صغری چیدی..
    موفق باشی در هر حال

  8. احمد said

    کسی که آشنایی ابتدایی با ادبیات عرب داشته باشه میفهمه که ضمیر در (وارزقوهم) (واکسوهم) (قولوا هم) به مذکر برمیگرده نه به مونث.
    مونا:
    نقض گفته شما

  9. خفی said

    خداییش میخواهی بگی زنها سفیه هستند ، دنبال این میگردی که بیندازی گردن خدا .

    یه چند تا ایه برگردی قبل توی سوره آل عمران – خدا لعنت میکنه بر کسانیکه آیات خدا را اون جوری که دوست دارن تعبیر میکنن
    مونا:
    مطمئنید شما با این تعبیرتان در دسته لعنت شدگان نیستید ؟

  10. Sepideh said

    Mona khanom kamelan ba nazare shoma movafegham.

  11. ostaad said

    ببخشید اشتباه شد! منظور «هم» آخر «ارزقهم» و «لهم» و … بود!

  12. نعیم said

    پیش بینی میکنم خیل نظرات ملت متعصب که به غیرتشون بر خورده به این صفحه سرازیر بشه که نویسنده را به بی سوادی و نفهمی و … متهم کنند.

  13. علی said

    گیر دادی ها !

  14. محمد said

    با سلام
    يا كل قرآن را با قلب خود قبول داريد و عقل مادي خود را در راه آن قرار ميدهيد كه در اين صورت مسلمانيد.
    اگر در مواردي هم نتوانستيد پاسخي بر شبهات بيابيد بعلت آنكه عقل كل نيستيم آنرا به ايمان خود و خدايمان واميگذاريم.
    اما اگر آنرا تا زماني كه با علوم مادي خود جزء جزء و آيه به آيه صحت سنجي نكنيد قبولش نداريد پس شما مسلمان نيستيد بلكه حداكثر يك زبان و تاريخ شناس هستيد
    خداوندي كه بنا بر تخمينهاي موجود تا 80 ميليارد انسان را تاكنون خلق نموده نيازمند ثناي و نيايش و حتي شناخت من و شما نيست.
    اصل اسلام و قرآن كلمه توحيد و اعمال ناشي از آن است كه مهمترين اثر آن تاثير بر قلب و روح انسان و دوري جستن از پليديها و پلشتي ها ست.
    خود را خيلي به لغات و كلماتو اعمال افراد مسلمان نما ( كه خودم هم دچار آنم) نگاه نكنيد.
    متن را دريابيم كه از حاشيه به جايي نرسيم

  15. ver3ai said

    nazare ostaad dorosteh, be sighe ha tavajjoh konid ke mozakkar hastand na moanas.

  16. سلمان said

    بهتره به جاي فهم آيات يه ذره کتابهاي دوره راهنماييتو مرور کني تا بداني که «هم» در عربي براي «زن» استفاده نميشه. اين دفعه هم بدجوري سوتي دادي!
    مونا:
    شما هم کامنتی را که برای جواب بالا گذاشتم بخوان، اینجا هم هست

  17. reza said

    با سلام
    استاد درست گفته. تمام ضمیرها به صورت مذکر به کار رفته در حالی که اگر منظور زنها بودند باید ضمیر مونث به کار می رفت.
    ضمنا کتاب مقدس را با سواد پایین ومنطق کمتان تفسیر نکنید.
    حرف شما در اوج غرور و جهل مرکب نوشته شده. لطفا دقت کنید
    مونا:
    اینجا را بخوان

  18. آریو said

    همین که دیدم نوشتی اوج کرامت زن در قرآن فهمیدم که بلاخره عاقل شدی و ایمان آوردی. خوشحال شدم. پس بقیش رو دیگه نخوندم. همین که خودت قبول کردی که اشتباه میکردی کافیه.

  19. tarnamaa said

    با شما موافقم. منظور از سفهاء، نساء است. ولی:
    1. اوج کرامت زن در قرآن آنجاست که می فرماید: إن اکرمکم عندالله اتقاکم. و «و من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاة طیبة و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون» خوب است واژه ی «من ذکر أو أنثی» را یک بار سرچ کنی ببینی قرآن همه جا ارزش و کمالات زن و مرد را یکسان دانسته است. مثلا آیه 195آل عمران و آیه 124 نساء و…)
    2. نباید بحث احکام و قوانین اجرایی اسلام را با مباحث عقیدتی و ارزش خلط کرد. چه بسا یک حکم مصالح بسیاری داشته باشد و فقط ناظر به ارزش یا کرامت اشخاص نباشد . مثل همین قضیه ی نفقه، محجوریت ورشکسته و… در بسیاری موارد، مصالح و ارزشهای جامعه یا جمع بر مصالح و ارزشهای افراد ترجیح داده می شود. این مختص اسلام نیست و دیگر ادیان و هر قانون دیگری فراوان از این نمونه احکام دارند.
    3. بحث سفاهت، فقط و فقط اشاره به مدیریت اقتصادی بهتر مردان در محیط خانواده دارد. و تسلط اقتصادی مرد در خانواده فقط برای همین منظور است. اگر اسلام به زنان، سفاهتی را که شما برداشت کرده اید نسبت می داد، نمی بایست به زنان اجازه تصرف حتی در اموال خویش را می داد. در صورتی که چنین نیست و مردان و حتی شوهر هم اجازه ندارد بدون اجازه زن، در اموال شخصی او تصرف کند. از جمله مهریه، نفقه مالی و …( به آیات دیگر همین سوره نساء که قبل و بعد از این آیه آمده نگاهی بیندازید:آیه 4 مربوط به استقلال زن در مهریه، آیات7تا12 درباره ارث؛ که حق زن را هم مستقلا مطرح نموده است و …) کاش مجال بیشتری برای بیان استدلالهای فراوان این ادعا داشتم.

  20. نيما said

    اموالهم يعني اموال ايشان (مذكر) و اينكه اموالهن(اموال ايشان مونث) نگفته به نحو آشكار تخصيص آيه به زنان را نفي مي كند.
    اين نكته كه سفها يعني يتيمان نيز صادق نيست چون آيه اطلاق سفها را مد نظر قرار داده است و اين شامل يتيم، مرد و زن در صورت سفاهت مي شود. مثال بارز آن نيز محمود احمدي نژاد است كه قطعا مصداق آيه ي فوق مي باشد و سفيه است و طبق آيه نمي بايست خزانه ي مملكت را به او مي سپرديم و حالا انگشت پشيماني مي گزيديم.
    خواهشا براي اثبات يك موضوع مثال بي ربط بكار نبريد.

  21. آرش said

    با روح کلی نظرت موافقم ولیکن اشکالات که دوستان به ترجمه گرفته ان هم به کارت وارده. بیشتر دقت کن.
    + پست آخر وبلاگم رو بخون. دربارۀ دوستان قدیم و جدید نوشتم و از تو هم یاد کرده ام. بیا:
    http://pal65.wordpress.com

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: